
سال نو شد، نگاه بدبينانه اين كه يك سال پيرتر شديم (كه البته اگر نبوديم هم كك كسي نمي گزيد) و قطعنامه سوم تصويب شد و الخ كه همه اش مشتي حرف و بازي هاي مشتي انسان بيمار است كه مملكت و در حالت كلي تر دنيا را با تمام انسان ها ما يملك خود دانسته اند.
اما حالت خوبي هم دارد و آن اينكه سال نو با روحيه نو اهداف نو و اميد به زندگي نو و به دور از روزمرگي هاي پيشين. قطعا حس دوم را براي همه تان آرزو مي كنم.
اين همه مقدمه گفتم كه بگويم اين چند روز عيدي تمام حالت هاي رواني را تجربه كرده ام روز اول كمي غمگين و چشم انتظار سال جديد روز بعد شاد و خوشحال و امروز هم كه مضطرب و تا حدي عصبي دليل اين آخري دو تا خبر كاملا غير منتظره كه اولي از ايران رسيد و دومي از بيرون ايران.
ساكت نشسته ام روي تخت خواب زانوها بغل كرده، اشتها ندارم گاهي به اطراف نگاهي مي كنم ولي انگار نمي بينم، سخت غرق در افكار خودم. اميدوارم به زودي وضع تغيير كند. اين نيز مي گذرد.
در پايان فقط توضيح تصوير را بدهم كه كار نزديكترين دوستم براي يك شركت لبني براي بيلبورد تبليغاتي عيد است. قضاوت با خودتان.
اما حالت خوبي هم دارد و آن اينكه سال نو با روحيه نو اهداف نو و اميد به زندگي نو و به دور از روزمرگي هاي پيشين. قطعا حس دوم را براي همه تان آرزو مي كنم.
اين همه مقدمه گفتم كه بگويم اين چند روز عيدي تمام حالت هاي رواني را تجربه كرده ام روز اول كمي غمگين و چشم انتظار سال جديد روز بعد شاد و خوشحال و امروز هم كه مضطرب و تا حدي عصبي دليل اين آخري دو تا خبر كاملا غير منتظره كه اولي از ايران رسيد و دومي از بيرون ايران.
ساكت نشسته ام روي تخت خواب زانوها بغل كرده، اشتها ندارم گاهي به اطراف نگاهي مي كنم ولي انگار نمي بينم، سخت غرق در افكار خودم. اميدوارم به زودي وضع تغيير كند. اين نيز مي گذرد.
در پايان فقط توضيح تصوير را بدهم كه كار نزديكترين دوستم براي يك شركت لبني براي بيلبورد تبليغاتي عيد است. قضاوت با خودتان.

