
يكي از دلايل مهمي كه من در يكسال گذشته با مكينتاش مشكل داشتم عدم كارايي كي بورد در قسمتهاي مختلف آن بود كاري كه هرگز ترغيب به آموختنش هم نشدم. به عبارتي مي توانم بگويم كه بدون كي بورد در واقع قسمت زيادي از عملكردم كاهش پيدا مي كند، طوري كه عطاي آن كار را به لقايش مي بخشم. نوشتن با كي بورد انگليسي لپ تاپ هم ازين گونه شكنجه هاست، در حالي كه دستي بر صفحه كليد دارم آن دست ديگر بر كليد معظم "بك اسپيس" است.
از آن كه بگذريم مي خواستم مطلبي را دوستانه بگويم كه مي بينم وبلاگهاي بسياري از دوستان را در شرح زندگي در فرنگ و تفاوتها و شمايلهايي كه از آن به زعم خود تعبير مي كنند و نشان مي دهند. بايد بگويم كه علي رغم نام اينجا، هدف من از همان ابتدا هم تصوير كردن اين چنيني نبود و نبوده است، بيان برآيند حس ها بر تو آن هم در محيطي متفاوت برايم جذاب است . هر چند گاهي ناگزير مي شوم از گفتن كه به نگفتن مي انجامد، اما دوست دارم كه گاهي هر چند كوتاه به آن نيز بپردازم. قالب بيان تصوير را از همه مناسب تر مي دانم چرا كه در عين اختصار گويا ترين است.
همين چند جمله بالا انسان خنگي مثل من را جان به لب كرد تا نوشته شد، فكر مي كنم مشكلاتم را به خوبي درك مي كنيد!
