پنجشنبه ۴ دسامبر ۲۰۰۸

It is a matter of optimization (!)


گاهي براي نوشتن خيلي تنبل مي شوم طوري كه دستم به كار نمي رود البته اين ها همه بهانه است. به هر حال پس ازين وقفه دوباره نوشتن از سر گرفته خواهد شد. پس از مدت ها كه بازگشته ام مي بينم كه با آن روزها چقدر تفاوت كرده ام كارهايم روزانه تر شده و يكنواخت و از طرفي با زندگي جديدم كنار آمده ام و مهم تر حتي احساس خوشبختي مي كنم باشرايط موجود. كم كم اينجا زمستان دندان هاي خود را نشان مي دهد. اما شرايط جوي به سختي سوئد نيست انصافا.
اصولا انسان تطبيق پذيري نيستم شايد رگه هايي از تنبلي و تنهايي هم مزيد بر علتش شود شروع زندگي در يك جاي جديد همواره انساني چون من را با نيازهاي اوليه اي مثل خريد روزانه، حمل و نقل و غيره مواجه مي كند. خوب البته مسلما زياد نبايد مشكل باشد اما براي من كه همواره به فكر بهينه كردن سيستم با حداقل هزينه هستم ( نه اينكه اين طور باشم اين طور بار آمده ام) زمان بر است. 
تمامي اين ها از فردي چون من انرژي مي برد و گاهي هم عامل استرس مي شود. اين بار كه با خود به گذشته فكر مي كردم دريافتم كه غلبه بر اين مشكلات چيزي فراتر از تجربه است نوعي روش زندگي يا ديد كلي، گويا چرخ دنده هاي ذهن آبكاري شده اند كه البته هميشه هم خوب نيست حال با وجود تمامي اين ها اين يكي زندگي خوبي  از آب در آمده است.
اين متن خام را به بهانه نوشتن بدون پردازش بيشتر مي گذارم تا رنگ ايده گونه خود را از دست ندهد؛ ممنون كه تحمل مي كنيد.