۱۳۸۷ فروردین ۲, جمعه

اين نيز بگذرد - نوروز باستاني مبارك



سال نو شد، نگاه بدبينانه اين كه يك سال پيرتر شديم (كه البته اگر نبوديم هم كك كسي نمي گزيد) و قطعنامه سوم تصويب شد و الخ كه همه اش مشتي حرف و بازي هاي مشتي انسان بيمار است كه مملكت و در حالت كلي تر دنيا را با تمام انسان ها ما يملك خود دانسته اند.
اما حالت خوبي هم دارد و آن اينكه سال نو با روحيه نو اهداف نو و اميد به زندگي نو و به دور از روزمرگي هاي پيشين. قطعا حس دوم را  براي همه تان آرزو مي كنم.
اين همه مقدمه گفتم كه بگويم اين چند روز عيدي تمام حالت هاي رواني را تجربه كرده ام روز اول كمي غمگين و چشم انتظار سال جديد روز بعد شاد و خوشحال و امروز هم كه مضطرب و تا حدي عصبي دليل اين آخري دو تا خبر كاملا غير منتظره كه اولي از ايران رسيد و دومي از بيرون ايران.
ساكت نشسته ام روي تخت خواب زانوها بغل كرده، اشتها ندارم گاهي به اطراف نگاهي مي كنم ولي انگار نمي بينم، سخت غرق در افكار خودم. اميدوارم به زودي وضع تغيير كند. اين نيز مي گذرد.
در پايان فقط توضيح تصوير را بدهم كه كار نزديكترين دوستم براي يك شركت لبني براي بيلبورد تبليغاتي عيد است. قضاوت با خودتان.

۱ نظر:

maria گفت...

سلام
سال نو مبارک. خوشحالم که اینجا هست برای این که شما را بشود دید و خواند و فهمید.
ممنون از اینکه بهترین مخاطب دنیا هستید. اگر امیدوار باشم سال خوبی داشته باشید کمی احمقانه به نظر می رسد، به هرحال روزها و ماهها و سالها می آیند و می روند و ما فقط جایی به ساعت نگاه می کنیم تا بفهمیم چطور می شود 365 روز را دور زد.همیشه فکر می کنم چقدر قشنگ است که در یک لحظه خاص، همه ایرانی ها چشمهایشان را می بندند و ماهی ها در همان لحظه دور تنگ می چرخند.
مراقب ماهی قرمزتان باشید دوست من. سرخ ترین سیب دنیا را برایتان آرزو می کنم...لی لی پوتی ها شما را دوست دارند.